تبليغاتX
(¸.•* آرزوی شیرین۩۞۩عاشقانه ها.¸.•*´¨) :: <~--(¸.•* و خداوند عشق راآفرید.¸.•*´¨)--~>

(¸.•* آرزوی شیرین۩۞۩عاشقانه ها.¸.•*´¨)

<~--(¸.•* و خداوند عشق راآفرید.¸.•*´¨)--~>

بازم از تو مینویسم

سلام به همه دوستان گلم که من و وبلاگم و

تنها نگذاشتن و یه سلامی به گرمی دل عاشق به

عشقم الهام 

" روزهاي باراني "

در يك روز باراني با تو آشنا شدم

رفتيم ، گفتيم ، خنديديم ، چه قدر خوش بوديم ، خيس شديم !

و هنوز باران مي باريد كه از هم جدا شديم

تو به سويي رفتي و من به ديگر سو ، خيس شديم !

و حالا وقتي باران مي بارد نمي دانم بخندم يا گريه كنم

زير باران كدام خاطره را نگه دارم و كدام را بشويم ؟

درون كاغذ هاي پاره شده ي شعرهايم تو را مي جويم ولي اي كاش زود تر ميدانستم براي هر تصميمي بايد خوب انديشيد و هر جدايي را با يد با تنهاي جواب داد و سهم من از آن فقط قلبي است كه با خاطرات او ميتپد هنوز هم مي توانم صدايت را احساس كنم ولي اكنون هم چون ديوانگان بر ساحل رويا هايم قدم ميزنم يادمه يه روزي دو تا قلب كشيدم يكي براي تو و ديگر خودم هنوز هم يادگارمون روي درخت مونده كاش درختي بودم تا هر كس با گذاشتن خاطرتش بر روي ساقه هي تنم ديگر نگران زمانهاي از دست رفته عمرش نباشد و تازه فهميدم روز گار خواهد گذشت چه با تو و بي من و نسيم هنوزدر دم صبح كوچ ميكنم و بوي يار را به مشامم ميرساند

۩۞۩ شعر از سینا۩۞۩

 

برتن پيردرخت بيد                            بر شاخه هاي پريشاني اميد

مينويسم دوستت دارم                        از يك شب تنها تاطلوع مرگم

نا كي تحمل خواهي كرد                    اين افسونه مرا همراه با درد

پريشان و خسته قدم ميزنم                   همچون ديوانگان ساز مي زنم

اي ني بنواز شايد صداي تو              وعهد ي ديدار را تازه كند براي تو

شب ها چشمانم صدايت  میکنند               و براي با تو بودن دعا ميكنند

اشكهايم را توشه راهت ميكنم             و به شن هاي بيابان سوگند ميخورم

در اين راه تنها نباشي                       تو هم تا آخر خط موندگار باشي

دست در دست هم راه ميروم         غم هايمان را به جزيراي تبعيد ميكنيم

و شادي ها را با هم تقسيم                    ديگر آن دل شكسته تنها نيستم

خدا حافظ همين حالا تنهايي               من لحظات با تو بودن همه مردن

به پاس بودنت در كنارم                       يك بار ديگر صدايت ميكنم

خدا حافظ تنهایی

۩۞۩ شعر از سینا۩۞۩

در جاده هاي پر پيچ و خم ردپاي اميد را خواهم ديد

در طلوعي بي غروب روز و شب را سپري ميكنم

موج ها ساحل را نوازش ميكنند و من هنوز به اميد فردا راه ميروم

بي آن كه بدانم ديگر رادپايي واسه برگشتم نيست

از هر صداي مي هراسم چون باعث مرگ سكوتم مي شود

در آسمان پر ستاره ستاره ي مرگم خاموش شده

افسوس كه شهاب آرزو هايم با سرعت گذشت و من نديدم

و تك ستاره ي آرزو يم كه رسيدن به تو بود رفت

و حال در رويا هايم تنهام و اين تنهاي زندگي ام شده

پس خواهم گذراند با قلبي پر تپش

آينده خويش را حال با او و در راه او...

۩۞۩ شعر از سینا۩۞۩

پروانه

يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد.
شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد.

سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد.

آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد.
پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.
آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.

هيچ اتفاقي نيفتاد!

در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.

چيزي که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم براي خروج از سوراخ آن، راهي بود که خدا براي ترشح مايعاتي از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.

گاهي اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگي نياز داريم.
اگر خدا اجازه مي داد که بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافي قوي نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.

من قدرت خواستم و خدا مشکلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم.

من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل کنم.

من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهيچه داد تا کار کنم.

من جرات خواستم و خدا موانعي سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.

من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.

من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت داد.

« من به هر چه که خواستم نرسيدم …
اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم»

بدون ترس زندگي کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتواني بر تمام آنها غلبه کني.

.

 

عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست

تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست

تا نشد رسوای عالم کس نشد استاد عشق

نیم رسوا عاشق اندر ماله خود استاد نیست

...............

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست 

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم

 تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست

..........

عشق يعنی مستی و ديوانگی

عشق يعنی با جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر

عشق يعنی سجده ها با چشم تر

عشق يعنی سر به دار آويختن

عشق يعنی اشک حسرت ريختن

دوستت دارم الهام جون

...........

 اینم چند تا عکس که براتون گذاشتم تو ادامه مطلب

ممنون از نظرات فشنگتون

سینا والهام


 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط ۩۞۩سینا عاشق۩۞۩ در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 16:29

*
*
*
*
*
*
*