تبليغاتX
(¸.•* آرزوی شیرین۩۞۩عاشقانه ها.¸.•*´¨) :: <~--(¸.•* و خداوند عشق راآفرید.¸.•*´¨)--~>

(¸.•* آرزوی شیرین۩۞۩عاشقانه ها.¸.•*´¨)

<~--(¸.•* و خداوند عشق راآفرید.¸.•*´¨)--~>

تولدت مبارك عشق من..........

تولدت مبارك

الهام دوستت دارم

اين بار براي تو ميخوانم اما نه از عشق .. محبت...زندگي

از روزي كه تو با تمام بزرگيت آمدي تو شروعي باش براي

پايان تنهايم

از كوچيكي بر اين باور بودم كه هر كس يك ستاره دارد دوباره

چشمانم را رو به آسمان ميكنم نه براي ستارهي خودم براي يافتن

تو, مطما بايد زيبا ترينش را بيابم در ميان ميليونها فانوسي كه در

آسمان شب خود نمايي ميكنن تو رهنماي فلب مني تو جهت هاي

زندگيم را نشان ميدي شرق .غرب اگه همچون ملوانان در اقيانوسهاي

بيكران گم شدم تو را دارم با همان قايق كوچك كه تو برايم ساخته اي

بر آبي دريا خوام زد و پارو زنان شايد خيلي آهسته اما پر اميد

به جزيره خوشبختي كه با هم ساخته ايم ميرسم

براي زندگانيت عمري طولاني آرزو دارم دوست دارم برايت باشم

دوست دارم چشمانم زود تر از تو بسته شود تا نبودنت را نبينم

الهام دوستت دارم چون تو مرا درك كردي

منو باور كردي بخشيدي و در تاريكي ها تنهايم نگذاشتي

تولدت مبارك مبارك باد روز تو روز گل من

الهام مال مني تا هميشه 

 ستاره ها نميخوان اشك من و ببينن
غم هاي روزگارو واسه دلم بيچينن


اونا براي دلم چشمك زنان مي رقصن
ثانيه هاي عمرم به يادت و گذشتن


اي يار مهربونم قلب يخي مو بردار
بجاش يه قلب كهنه از خاطراتم بزار


اگه نشد مرهمي براي اين زخم من
اقاقي ها نميرن براي اين غم من


قافيه هاي شعرت تموم شده با صحرا
عشق تو,تو قلب من ميمونه مثله دريا


اي دختر بهاري سهم تو نسيت جدايي
از من بگير اين قلب و براي يادگاري


روياي تو قشنگ با دل من يه رنگه
 قاصدك ها ميگن كه رنگين كموم ميخنده


آسمونم اشكاشو گذاشته تو قطره ها
تا مثله سنگ صبور ميون اين سايه ها


يواش يواش بباره روي گل برگ لاله ها
يا اينكه شبنم بشه  رو غبار لحظه ها


تازه كنه عشق مو زنده كنه حرفاتو
اي هم سفر دستامو بگير تنها نرو


تو جاده زندگيت بي من و فردا نرو
بزار كه سرپناهت شم,شايدكه پبش مرگ تو


خوب لاقل ميدوني يكي برات ميميره
تموم لحظه هاشو با تو فقط ميبيته


تا تو ديگه نباشي تنها ترين تنها......

    شعر از سينا

بیا تا پا روی عشق ها نذاریم

دلهای عاشق رومازیر پاها جا نذاریم

بیا پرپرکنیم گلهای باغچه ی دلو

بیا مرهم بذاریم زخمهای کهنه ی هم رو

بیا تا باغچه ها راپرازشقایق ها کنیم

حرف اول روفقط وعده ی عاشقا کنیم

بیا ازروی زمین ریشه ی غم را بزنیم

بیا تا عشق سهم ماست رابه همه فریاد بزنیم

شعر از الهام


 

روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده

...................................

روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

....................................

بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايي كه بي تو تكرار مي شوند و من در خلوت شبهاي بي ستاره ام از به تو انديشيدن عادتي ساخته ام دراز به درازاي آرزوهايي كه برايت داشتم و هنوز نمي دانم برق نگاه كدامين ليلي ني ني چشمان تو را خيره كرد و تيشه ي عشق كدامين فرهاد ريشه ي عشقمان را خشكاند ! اما ميدانم كه چون مجنون تا ابد در بيابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند....

...........................

 

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم

 

 

 

عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست. عشق آن است که يکي چتر شود و ديگري نفهمد که چرا خيس نشد....

                                                                                                                          روز مادر نيز پيشا پيش تبريك ميگم

     به همه مادر گل

....  ممنون از کسانی که نظر میدن   .....

 

|+|
نوشته شده توسط ۩۞۩سینا عاشق۩۞۩ در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 2:57

*
*
*
*
*
*
*